تبلیغات
:: Barge-Sabz :: - خدا

وبلاگ من

صفحه اصلی

ایمیل من

 

برگ سبز را به صفحه علاقمندیهایتان اضافه کنید          برگ سبز رو صفحه خانگی خود کنید


نویسنده

كمیل(110)


موضوعات

دلستان(49)
طنزستان(2)
عمومستان(58)
اسطورستان(2)


صفحات


مطالب پیشین

بازخوانی

محالات

کز هر چه در خیال من آمد ، نکوتری ..

بهار 93

دروغگو دشمن خداست

سکوت چه زیباست

جای ملال





جستجو



دوستان


فهیمه
نیــکاح
دختر بابا
قطعه 26
مهمونــی
هنرکده ژینا
علی نــادری
هنر تزئینات؛ الهه
کودکی که خدا را می‌دید
ببین مهسا چقدر تنهاست
:: پــــوروا - قلب مازندران ::


آمار وبلاگ ..

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
کل بازدیدها : :
برگ سبز :



من در کلوپ



خدا   ( عمومستان , )

 

مردی با خود زمزمه کرد ؛ خدایا با من حرف بزن!

یه سار شروع به خوندن کرد! اما مرد نشنید.

مرد فریاد برآورد ؛ خدایا با من حرف بزن!

آذرخش در آسمان غرید! اما مرد اعتنایی نکرد.

مرد به اطراف خود نگاه کرد و گفت: پس تو کجایی؟ بگذار تو را ببینم.

ستاره‌ای بدرخشید! اما مرد باز هم ندید ..

مرد فریاد کشید ؛ خدایا یک معجزه به من نشان بده!

کودکی متولد شد! اما مرد توجهی نکرد.

مرد در نهایت یأس فریاد زد : خدایا خودت را به من نشان بده و بگذار تو را ببینم، از تو خواهش میکنم ..

پروانه‌ای روی دست مرد نشست! اما مرد پروانه رو پراند و به راهش ادامه داد.

* ما خدا رو گم می‌کنیم. در حالیکه او در کنار نفس‌های ما جریان دارد ..

* خدمت شما عارضم که دیگه عرضی ندارم. فعلا ..





برگ سبزی از کمیل :  
جمعه یازدهم فروردین 1391  ، ساعت 21:23