تبلیغات
:: Barge-Sabz :: - تولد و ..!

وبلاگ من

صفحه اصلی

ایمیل من

 

برگ سبز را به صفحه علاقمندیهایتان اضافه کنید          برگ سبز رو صفحه خانگی خود کنید


نویسنده

كمیل(110)


موضوعات

دلستان(49)
طنزستان(2)
عمومستان(58)
اسطورستان(2)


صفحات


مطالب پیشین

بازخوانی

محالات

کز هر چه در خیال من آمد ، نکوتری ..

بهار 93

دروغگو دشمن خداست

سکوت چه زیباست

جای ملال





جستجو



دوستان


فهیمه
نیــکاح
دختر بابا
قطعه 26
مهمونــی
هنرکده ژینا
علی نــادری
هنر تزئینات؛ الهه
کودکی که خدا را می‌دید
ببین مهسا چقدر تنهاست
:: پــــوروا - قلب مازندران ::


آمار وبلاگ ..

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
کل بازدیدها : :
برگ سبز :



من در کلوپ



تولد و ..!   ( عمومستان , )

 

 تولدم مبارک!

امروز

سه‌شنبه، ۲8 شهریور بنا به روایات مشهوری روز تولد منه، نمی‌دونم چرا باید بگم که تولدم مبارک!؟ و یا اصلا مبارک بودن درباره تولد، معنیش چی میشه!؟ ولی چون نمیدونم میگم تولدم مبارك!!

هزاران سال پیش در چنین روزی، در یکی از شهرهای

شمال کودکی به دنیا آمد که چون از جنس آریا بود، پدربزرگش نام وی را کمیل گذارد! .. کودکی این کودک طبق روال معمول پیش رفت تا اینکه این کودک کمی باهوش در سن ۱7 سالگی با پدیده منحوس و غربی وبلاگ آشنا گردید و از آن پس تصمیم گرفت که همه جریانات گهربار خنگیات خویش را بر روی صفحات اجنبی وب بگذارد و سپس که جریان انحطاط این کودک رو به فزون بود، تا مرز دات‌کام پیش رفت اما احتیاط بجا آرود و از کار خویش پشیمان شد! .. و الانم همینی هستم که دارید می‌بینید!

روز تولد من هر سال

به یاد من می‌آورد که

یک قدم دیگر به مرگ نزدیک شده ام!

کاش من و روز تولدم،

چون قطب‌های همنام آهنربا بودیم ...

چند ماهه پیش تصمیم جدی گرفته بودم که در این بلاگ را به کل تخته کنم و بروم سراغ کار خودم. خوشبختانه اونقدرها هم احساساتی نبودم که بخوام در یه لحظه تصمیم بگیرم!

نشستم فکر کردم، یه نفر هم اومد به کمکم تا من پشیمون بشم از تعطیل کردن وبلاگ!

بقول خودش خیلی روم کار کرد تا منو پشیمون کنه، پشیمونم کرد که بطور کل بلاگمو تعطیل نکنم! اما من احساس خستگی میکنم، میخوام برم استراحت کنم..

برگ‌سبز برای من حکم دفتر خاطرات رو پیدا کرد! ولی من دلم نمیاد برگ‌سبزو ترک کنم!

همه هم یه مواقعی خسته میشیم! خیلی از بچه‌ها که بلاگهاشونو تعطیل کردند و رفتند و خیلیها هم دارند کم‌کم در و دکان رو تخته می‌کنند و غزل خداحافظی می‌خونن!

شاید اینها رو می‌نویسم که خودمو لوس کنم! ..نمی‌دونم!

ولی اینبار، حس عجیبیه! حس تکراری بودن و اینکه کمیل هم دیگه داره تکراری میشه، قشنگ‌ترین و خوشگل‌ترین سریالهای تلویزیونی هم اگر بیش از حد طول بکشه، خسته کننده می‌شه مثه همین سریال نرگس!! ..چه برسه به من!

دوستای خوبی پیدا کردم و خاطره‌های شیرینی رو بوجود آوردیم که هرگز از ذهنم پاک نمیشه!

در آخر از همه دوستان عزیز و دوس‌داشتنیم معذرت میخوام واسه اینکه تونستن منو توی این مدت کم و زیاد تحمل کنن!

نمیدونم چه مدت!

..اما تا دیداری دوباره خدانگهدار همتون!

از لینکای زیر هم دیدن کنید، خالی از لطف نیست!

هدیه‌ی من به همه شما ::

http://www.iravertex.com/clip.asp?id=28

http://bargesabz.persiangig.com/image/barge-sabz/happy/hp3.jpg

http://bargesabz.persiangig.com/image/barge-sabz/happy/hp5.jpg

http://bargesabz.persiangig.com/image/barge-sabz/happy/hp6.jpg

http://bargesabz.persiangig.com/image/barge-sabz/happy/hp4.jpg

http://bargesabz.persiangig.com/image/barge-sabz/happy/hp1.jpg

http://bargesabz.persiangig.com/image/barge-sabz/happy/hp2.jpg





برگ سبزی از کمیل :  
سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385  ، ساعت 07:09