تبلیغات
:: Barge-Sabz :: - ..: طراوت :..

وبلاگ من

صفحه اصلی

ایمیل من

 

برگ سبز را به صفحه علاقمندیهایتان اضافه کنید          برگ سبز رو صفحه خانگی خود کنید


نویسنده

كمیل(110)


موضوعات

دلستان(49)
طنزستان(2)
عمومستان(58)
اسطورستان(2)


صفحات


مطالب پیشین

بازخوانی

محالات

کز هر چه در خیال من آمد ، نکوتری ..

بهار 93

دروغگو دشمن خداست

سکوت چه زیباست

جای ملال





جستجو



دوستان


فهیمه
نیــکاح
دختر بابا
قطعه 26
مهمونــی
هنرکده ژینا
علی نــادری
هنر تزئینات؛ الهه
کودکی که خدا را می‌دید
ببین مهسا چقدر تنهاست
:: پــــوروا - قلب مازندران ::


آمار وبلاگ ..

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
کل بازدیدها : :
برگ سبز :



من در کلوپ



..: طراوت :..   ( عمومستان , )

 

طراوت .......

شبی از پشت یك تنهایی نمناك و بارانی ، ترا با آواز گل های نیلوفر صدا كردم . تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزو هایت دعا كردم . پس از یك جستجوی نقره ای در كوچه های آبی احساس تو را از بین گل هایی كه در تنهایی ام روئید ، با حسرت جدا كردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی : دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها كردم . همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشم هایم را به روی اشك از جنس غروب ساكت و نارنجی خورشید وا كردم .

نمی دانم چرا رفتی ، نمی دانم كجا ، تا كی ، برای چه ؟؟؟؟

نمی دانم چرا ، شاید خطا كردم و تو بی آن كه فكر غربت چشمان من باشی . ولی رفتی و بعد از رفتنت یك قلب دریای ترك برداشتو بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاكستری گم شد و گنجشكی كه هروز از كنار پنجره با مهر بانی دانه بر می داشت تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود و بعد از رفتنت حس كردم من بی تو تمام هستی ام را از دست خواهم داد . كسی حس كرد كه من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد .

بعد رفتنت دریاچه بغض كرد كسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد .

من با آنكه می دانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد هنوز آشفته چشمان زیبای توام ، برگرد ببین كه سر نوشت انتظار من چه خواهد شد .

و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید كسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت : تو هم در پاسخ این بی وفایی هات بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم .

 و من در هر حالتی نابین اشك حسرت و تردید كنار اتظاری كه بدون پاسخ و سردست و من در اوج پائیزی ترین ویرانی یك دل میان غصه ای از جنس بغض كوچك یك ابر .

نمی دانم چرا ؟؟ شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم .

*********************************************************************

گفتی كه مرا دوست نداری ...... گله ای نیست

بین من و عشق تو ولی ....... فاصله ای نیست

گفتی كمی فكر خودم باشم و آن وقت

جز عشق تو در خار من .... مشغله ای نیست

رفتی تو ، خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل .......... مسئله ای نیست

*********************************************************************

سلام ......... خوبید ....... فكر نكنید اینا رو كمیل نوشته ها ..... نه اینا رو یكی از دوستان كمیل كه من باشم واسش نوشتم ...... كمیل گفت نمی تونه این ماه آپ كنه به من گفت منم واسش آپ كردم حالش سرجاش نیست .... بنده خدا تهدید شده ....

از من نشنیده بگیرید اما یكی هست كه داره حسودیش میشه ....... می خواد وب كمیل رو بهم بریزه ...

دیگه همین .. راستی من منصورم و یكی از دوستان كمیلم ......

www.halzi.com

http://nikah.blogfa.com

 

 

 

 





برگ سبزی از کمیل :  
چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385  ، ساعت 03:04