تبلیغات
:: Barge-Sabz :: - انتظار !

وبلاگ من

صفحه اصلی

ایمیل من

 

برگ سبز را به صفحه علاقمندیهایتان اضافه کنید          برگ سبز رو صفحه خانگی خود کنید


نویسنده

كمیل(110)


موضوعات

دلستان(49)
طنزستان(2)
عمومستان(58)
اسطورستان(2)


صفحات


مطالب پیشین

بازخوانی

محالات

کز هر چه در خیال من آمد ، نکوتری ..

بهار 93

دروغگو دشمن خداست

سکوت چه زیباست

جای ملال





جستجو



دوستان


فهیمه
نیــکاح
دختر بابا
قطعه 26
مهمونــی
هنرکده ژینا
علی نــادری
هنر تزئینات؛ الهه
کودکی که خدا را می‌دید
ببین مهسا چقدر تنهاست
:: پــــوروا - قلب مازندران ::


آمار وبلاگ ..

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
کل بازدیدها : :
برگ سبز :



من در کلوپ



انتظار !   ( دلستان , )

 

....... اگر تو مهتابی ، پس چرا از تاریکی ها سخن می گویی و اسم مرا جزو بدها  می نویسی. چراغ های امیدم را خاموش می کنی و آنگاه به تماشا می نشینی تا له شدن غرورم را نظاره کنی.

من هرگز لب به بد گفتن از تو باز نخواهم کرد. من بارها به تو دروغ گفته ام ؛ من تو را به اندازه آسمانها دوست داشتم ، در حالی که به تو گفته بودم که به اندازه ستاره ها دوست دارم! یک ستاره کم است ، من تو را به اندازه همه آنچه تا به حال گفته نشده است دوست دارم.

من بارها به تو بدی کردم و از بدی کردن خود خسته نشده ام! ولی تو که خوبی ، چرا از خوبی کردن خسته شده ای. به من لطف کن و مرا که به درگاه تو زانو زده ام شرمسار بر مگردان.

من بد هستم ، بدتر از آنی که بشود در صدها کتاب نوشت. حالا همه پلیس های شهر فهمیده اند که من هر روز پشت چراغ های قرمز شهر ، تو را به انتظار می ایستم!

سکوت می کنم تا تنها صدایی که باید جاری باشد ، صدای تو باشد. تو حتی اگر بد بگویی ، باز هم خوب است. آنقدر بد بگو تا همه مردم شهر بدانند که من بخاطر دوست داشتن تو بدنام شده ام.

با همه ی بد بودنم ، خوبی چون تو را به انتظار می نشینم ، هر روز ، هر ساعت و هر کجا که شد!

دوستان خوبم سلام !

خوبین؟ خوشین؟ ... عرض عرایضم اینه که من تا عید متاسفانه یا خوشبختانه نمی تونم آپ کنم! ... یا خوشحال میشین یا ناراحت دیگه !! ... اونو نمی دونم! ولی من یکی که دلم واستون تنگ میشه!

                                                        ... قربوووون همگی تون ...





برگ سبزی از کمیل :  
چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384  ، ساعت 13:02