تبلیغات
:: Barge-Sabz :: - شفافیت اشک

وبلاگ من

صفحه اصلی

ایمیل من

 

برگ سبز را به صفحه علاقمندیهایتان اضافه کنید          برگ سبز رو صفحه خانگی خود کنید


نویسنده

كمیل(110)


موضوعات

دلستان(49)
طنزستان(2)
عمومستان(58)
اسطورستان(2)


صفحات


مطالب پیشین

بازخوانی

محالات

کز هر چه در خیال من آمد ، نکوتری ..

بهار 93

دروغگو دشمن خداست

سکوت چه زیباست

جای ملال





جستجو



دوستان


فهیمه
نیــکاح
دختر بابا
قطعه 26
مهمونــی
هنرکده ژینا
علی نــادری
هنر تزئینات؛ الهه
کودکی که خدا را می‌دید
ببین مهسا چقدر تنهاست
:: پــــوروا - قلب مازندران ::


آمار وبلاگ ..

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
کل بازدیدها : :
برگ سبز :



من در کلوپ



شفافیت اشک   ( دلستان , )

 

    گاهی که خسته می شوم ، عینکم را بر می دارم. پنبه ها را هم نیز ، و آنگاه تو را در شفافیت اشکهایم می بینم ، گریه می کنم برای تنهایی ، برای غربت خودم. اشک ، هر چه چرک و آلودگی را می زداید. دلم شفاف می شود و تو در آن پیدا می شوی و آن وقت می فهمم که بی تو معنایی ندارم. وقتی چراغ یاد تو در دلم روشن است ، سبکبالم ؛ میل به پرواز دارم و کسی وضع حالم را احساس نمی کند. « من سبکبالی ام را دوست دارم! »

و حالا مهربانم! برای تو نامه می نویسم و به تندباد می سپارم و آنگاه فریاد زنان به عشق لبخند می زنم.

نامه ام را بخوان مهربانم ، دنیا برای من کوچک است ، اما می دانم ، می مانم تا به همه بگویم: " از کوهها بلندترین را سروده ام ، از دردها عمیق ترین را و حالا قضاوت کنید، از من چی مونده است؟! " ... «فقط همین ؛ دوستت دارم.»

امواج دریا برای سلام به تو از هم پیشی میگیرند ، دریایی که دل توست ، وسیع و عمیق، که باد عشق در آن ، امواج اشتیاق بر می انگیزد. دریا شور است ، به شوری اشک ، اشکی که شوره زار دل را می شوید. صلابت کوهها نشانه توست! نجابت گلها ؛ نجابت تو. برای تو نامه می نویسم ، بخوان مهربانم!

سلام عزیزان من!

حالتون که خوبه؟! ... من یه چند هفته و شایدم چند ماهی نمی تونم مزاحمتون بشم و وقتتون رو بگیرم!

از تمام عزیزانی که در طول این مدت منو تنها نذاشتن و همیشه همراه و همدم من بودند کمال تشکر و سپاس رو دارم ، مراقب خودتون باشید.

امیدوارم در هر حالی که هستید خالق و خلق رو فراموش نکنید و همیشه توکلتون به خود خدا باشه نه خلق خدا! ، البته من در اون جایگاهی نیستم که بخواهم شما رو نصیحت کنم ولی گفتم دیگه!

اسماتون رو هم نمی خوام ببرم چون میدونم اگه اسمی از قلم ناتوانم بیوفته شاید ازم دلخور بشین ... دیگه هم نمی دونم چی بگم ، خوب الانم وقتتون رو نمی گیرم.

در آخر هم یه چیزی بگم و برم دیگه ، خستتون کردم:

دل بی غم در این عالم نباشد  ...  اگر باشد بنی آدم نباشد!

اینم یه جور دیگه اش! :

آنکس که در این زمانه او را غم نیست  ...   یا آدم نیست ، و یا در این عالم نیست 

                                              

                                                                      قربون شما ... کمیل





برگ سبزی از کمیل :  
چهارشنبه نهم آذر 1384  ، ساعت 03:11