تبلیغات
:: Barge-Sabz :: - غلام درگاهت

وبلاگ من

صفحه اصلی

ایمیل من

 

برگ سبز را به صفحه علاقمندیهایتان اضافه کنید          برگ سبز رو صفحه خانگی خود کنید


نویسنده

كمیل(110)


موضوعات

دلستان(49)
طنزستان(2)
عمومستان(58)
اسطورستان(2)


صفحات


مطالب پیشین

بازخوانی

محالات

کز هر چه در خیال من آمد ، نکوتری ..

بهار 93

دروغگو دشمن خداست

سکوت چه زیباست

جای ملال





جستجو



دوستان


فهیمه
نیــکاح
دختر بابا
قطعه 26
مهمونــی
هنرکده ژینا
علی نــادری
هنر تزئینات؛ الهه
کودکی که خدا را می‌دید
ببین مهسا چقدر تنهاست
:: پــــوروا - قلب مازندران ::


آمار وبلاگ ..

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
کل بازدیدها : :
برگ سبز :



من در کلوپ



غلام درگاهت   ( دلستان , )

 

به گمانم نیت کرده ای که آزارم بدهی. آنقدر بی معرفت شده ای که دیگر هر چه التماس می کنم جواب سلامی هم نمی دهی. دوست ندارم گلایه کنم،یا با حرفهایم آزارت دهم، ولی این رسم دوستی نیست که با این کم محلی هایت دل مرا بشکنی. بالاخره من هم آدم هستم و دل دارم. حالا تو شاهی و من غلام. و غلام را سزاوار نیست که سرکشی کند.هرچه دلت خواست انجام بده، من که حرفی نزدم. اگر مرا غلام درگاهت هم بدانی ،راضی ام.

گاهگاهی به این غلام تنها سری بزن و از سر لطف هم که شده لقمه ای پیش ما بینداز. شاید گمان می کنی که من شایستگی بندگی درگاهت را ندارم. چه التماس بیهوده ای داشتم که می خواستم غلام درگاهت باشم.





برگ سبزی از کمیل :  
یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384  ، ساعت 09:10